ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1204

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

پسنديده و اسلوبهاى ديگر را بدان درآميخته‌اند . و نثر مرسل ( آزاد ) را ترك كرده و از ياد برده‌اند و اين شيوه بويژه در ميان مردم مشرق متداول است و - مخاطبه‌هاى سلطانى ( دولتى - رسمى ) را در اين روزگار كاتبان غافل بر اين اسلوب كه بدان اشاره كرديم مينويسند در صورتى كه اين اسلوب از لحاظ بلاغت درست نيست . چه در بلاغت تطبيق سخن بر مقتضاى حال بر حسب احوال شنونده و گوينده در نظر گرفته مىشود . و اين فن منثور با قافيه را متأخران با شيوه‌هاى شعرى درآميخته‌اند و لازم است نامه‌هاى سلطانى ( دولتى - رسمى ) از آن فن منزه شود ، زيرا در شيوه‌هاى شعرى رواست كه فصاحت و چرب‌زبانى و آميختن جد به هزل و اطناب در اوصاف و آوردن امثال و تشبيهات و استعارات بسيار به كار برند در صورتى كه ضرورت ايجاب نميكند اين شيوه‌ها را در نامه‌هاى رسمى استعمال كنند . همچنين التزام قافيه نيز از اصول فصاحت و آرايش سخن است و حال آنكه شكوه كشوردارى و سلطنت و فرمانهاى سلاطين بجمهور مردم در تشويق و تهديد منافى اين شيوه‌هاست ، بلكه روش پسنديده در نامه‌هاى سلطانى ( رسمى - دولتى ) اسلوب آزاد ( مرسل ) است يعنى سخن را بايد از قيودى مانند : سجع مگر در موارد قليل و آنجا كه ملكه بىهيچ تكلفى ( بطور طبيعى ) بدان كشانده مىشود آزاد كرد و آنگاه بايد حق سخن را از لحاظ مطابقت آن با مقتضاى حال ادا كرد چه مقامات سخن گوناگون است [ 1 ] و هر مقامى را اسلوب خاصى است از قبيل اطناب [ 2 ] و ايجاز [ 3 ] يا حذف و اثبات يا تصريح يا اشاره يا كنايه [ 4 ] و استعاره [ 5 ] ، ولى تنظيم نامه‌هاى سلطانى « رسمى - دولتى » بسبكى

--> [ 1 - ) ] هر سخن جائى و هر نكته مكانى دارد . [ 2 - ) ] اداى مقصود بعبارتى بيش از متعارف . ( تعريفات جرجانى ) . [ 3 - ) ] اداى مقصود به كمتر از عبارت متعارف ( تعريفات ) . [ 4 - ) ] تعبير كردن از چيزى است لفظا يا معنا بلفظى غير صريح در دلالت بر آن به منظور اغراضى مانند ابهام بر شنونده مانند جاء فلان . يا به منظور نوعى فصاحت چون : پردلى كه كنايه از شجاعت و دراز دستى كه كنايه از تسلط و مانند اينهاست . ( ترجمه با تصرف از تعريفات ) . [ 5 - ) ] ادعاى معنى حقيقت در چيز است براى مبالغه در شبيه با طرح ذكر مشبه چنان كه گويند : شيرى را ديدم و از آن مرد شجاع اراده كنند . . . ( از تعريفات ) .